خرید بک لینک

یه جای بد لعنتی گیر افتادم اروم اروم کشیده شدم اینجا ولی متوجه نبودم یهو نیگا کردم به خودم دیدم شدم این یه مرده ی مزخرف.یهویی فهمیدم چیزایی که دوس داشتم و واقعن دوس داشتم دیگه دوس ندارم یه چیزایی دوره آن خب بحثشون جداس اما من چیزایی که پیوسته دوس داشتم دیگه دوس ندارم دیگه منو به وجد نمیارن دیگه برام اهمیتی نداره نزدیک به چیزایی شدم که تو عمرم سخت میخاستم اما گذاشتم کنار، کارم شد کنار گذاشتن،تموم ارزوهام نه به خواسته و درک خودم بدون فهمیدن من دیگه رنگ باختنکلی حس پیر شدن ودیر شدن و گذشتن دارم و...

نمیفهمم چی شده؟ چم شده نمیدونم ضربه از کجا بوده شاید حق میدم به جریان زندگیم ولی چرا من مردم؟ چرا نمیتونم را نجات دادن خودمو پیدا کنم

فکر ادامه دادن یا ندادن رفتن یا موندن تغییر مکان تغییر حیطه ی روابط و دوستان

برای تصمیم گرفتن باید به یه چیزی علاقه و گرایش داشته باشم ندارممم ندارممم ندارمممم

برچسب: برای من نوشتی گذشته ها گذشته,برای من نوشتی, نویسنده: آرتمیس قربانی تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 0:05

صفحه بندی